تفاسیر

گاه نوشته های امین پاک پرور

تفاسیر

گاه نوشته های امین پاک پرور

از تو به تو بازگشته ام
از نگاهی بر تو تا تاملی بر خویش
وآنگاه
تفسیر پی تفسیر
از راهی که به سوی تو می رود
تا آن چه بر زبانم جاری است

چهارشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۲۳ ق.ظ

عاشقی به مثابه ایمان

 
ذهن انسان به معنا محتاج است، فارغ از آنکه در جهان واقعی معنایی وجود دارد یا نه.
چندان مهم نیست که معنا در جهان هست و می یابیم اش، یا نیست و می سازیم اش. مهمتر آن است که زندگی بدون معنا به سر نمی شود.
اجزای طبیعت، آهن یا گل، به خودی خود ممکن است با معنی باشند یا بی معنی، اما به هر حال "نگاه" و "توجه" انسان به آن ها، برای آن ها معنا می آفریند. "توجه" نه به این معنا که به ظاهر آن ها "نگاه" کنیم، که به منظور یافتن حقیقتی ماورای آن ها.

در جهان سنتی و متون کلاسیک، از رسالات افلاطون تا قرآن، تمامی اشیاء تمثالی از یک حقیقت فراتر و جلوه ای از جهان مثلی اند.
اما چنان حقیقتی هیچگاه دیدنی نیست، پس اعتقاد به آن نیز چندان به سادگی میسر نمی شود. آن چه به حقیقت و یا جهان مثلی تعبیر می شود، تنها وقتی می تواند قابل اعتنا باشد، که انسان به وجود آن احساس نیاز کند.
آدمی به وجود حقیقت نیازمند است تا بواسطه آن برای زندگی خود معنا بیابد یا بسازد. و لازمه رسیدن به چنان معنایی، دست یافتن به "ایمان" است. ایمان به آنچه دیدنی نیست اما ضرورت دارد. ایمان با همه تناقض ها و دشواری هایش.

اما در جهان مدرن، یک بلای بزرگ بر سر ایمان آمده؛ این که بزرگی و کارکرد ایمان تنها به مفهومی سنتی و امری ارتجاعی فرو کاسته شده است.
پس انسان برای دسترسی به معنای زندگی چه می کند؟
در دنیای مکانیکی مدرن، که جز کار و سرمایه ارزش دیگری وجود ندارد و حقیقتی در ورای آهن ماشین و بتن ساختمان دیده نمی شود، عشق در جایگاه ایمان قرار می گیرد. انسان برای آنکه زندگی خود را به سر کند و به بودنش دلخوش باشد، به جای جست و جوی حقیقت نادیدنی، به کند و کاو زیبایی عینی روی آورده است.

زیبایی آن چیزی است که می تواند با 5 حس درک و فهمیده شود. خواه زیبایی ساحل دریا باشد خواه چهره یار. برای انسان عصر جدید، شناخت زیبایی به خودی خود به یافتن و یا آفرینش معنا تبدیل می شود. و عاشق شدن همان نقش ایمان را ایفا می کند. که همیشه باید چیزی باشد تا انسان را از زندگی راضی نگه دارد. حال این رضایت می تواند از یافتن و ساختن حقیقت و معنای حاصل از آن باشد، یا شناخت زیبایی. که اولی فرزند دین است و دومی زاده هنر.
سوال این است که می توان هنر و دین را با هم به توافق رساند؟
و اینکه آیا عشق بدون ایمان کافی است؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۱
ا.پ. اَبرام

نظرات  (۱)

۱۱ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۳۷ ف.م کلانتری
جالب بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی