تفاسیر

گاه نوشته های امین پاک پرور

تفاسیر

گاه نوشته های امین پاک پرور

از تو به تو بازگشته ام
از نگاهی بر تو تا تاملی بر خویش
وآنگاه
تفسیر پی تفسیر
از راهی که به سوی تو می رود
تا آن چه بر زبانم جاری است

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۱۳ ب.ظ

The entire history of you

نقد سریال Black mirror

season 1 - episode 3
The entire history of you

آذر 95

 

یک. Review
در آینده ای نه چندان دور، بشر احتمالا به نوعی فناوری پیشرفته دست پیدا می کند که می تواند بواسطه نوعی "تراشه حافظه" تمامی تجربه های  خود را ثبت و ضبط کند.
لیام و همسرش در چنین شرایطی زندگی می کنند. او به رابطه زنش با مردی دیگر مشکوک است. شک لیام زمانی تقویت می گردد که به خاطر وجود چنان دستگاهی، تمام خاطرات او، همسرش و آن مرد دوباره قابل دستیابی است، و هیچ چیز نمی تواند به فراموشی سپرده شود.

 

دو. فراموشی
در قصه های اسطوره ای یونان گفته اند زمانی که دختر زئوس در صندوقچه ای را که پدر به او هدیه داده بود باز کرد، تمام دارایی های انسان از دست رفت مگر دو چیز: فراموشی و امید. شاید زمانی می شد در
واکاوی ناخودآگاه جمعی بشر اصالت را به همین دو کلمه داد؛ اما در دنیایی که جسی آرمسترانگ، نویسنده فیلم، برای آینده انسان مدرن متصور می شود، دیگر خاطره ها از بین نمی روند و فراموشی بی معناست.

در نگاه اول، فراموش کردن تجربیاتی که از سر گذرانده ایم و خاطراتی که بخشی از زندگی و شخصیت ما را شکل داده اند، به نظر تلخ می آید. و تلخ تر آن است که ما بسیاری از خاطرات مهم خود را به گونه ای تحریف شده به یاد می آوریم. در واقع زمانی که به حافظه خود رجوع می کنیم، آن ها را به یاد نمی آوریم بلکه بازسازی می کنیم. و این ادعا دور از حقیقت نیست که ماجرایی که بارها و بارها توسط ذهن ما بازسازی می شود از واقعیت خود فاصله می گیرد. اتفاقات و اشخاص در گودال عمیق ذهن ما گم می شوند.

احتمالا استخراج دوباره آن ها برای اکثریت ما جذاب است. خصوصا وقتی در جست و جوی واقعیت پیشامدی باشیم که در گذاشته برای ما و اطرافیانمان رخ داده است. لیام نیز در پی کشف یک واقعیت است. وقتی در یک مهمانی دوستانه همسرش فیون را در حال حرف زدن و خندیدن با جونس می یابد، تلاش می کند بفهمد چه چیزی میان آن هاست که او نمی داند. برای دستیابی به چنان واقعیتی، ابتدا به تراشه حافظه خود رجوع می کند، و بعد سعی دارد از فیون حرف بکشد، سپس در طول فیلم با دست یازی به تصاویری از حافظه فیون و جونس به فهم واقعه نائل می آید. حال نتیجه چنان کشفی چیست؟ او اکنون می داند که فرزندش از نطفه مردی دیگر است، و زندگی زناشویی اش با فیون تباه می شود.

پرسش مهم همین جا مطرح است: آیا همان طور که هالم، یکی از شخصیت های فیلم، به آن اشاره می کند زندگی بدون تراشه حافظه بهتر نیست؟ آیا فراموشی همیشه بد است؟ انتخاب با خود ماست، اما زندگی لیام او را به سمتی سوق داد که به دو پرسش مذکور پاسخ مثبت دهد. او در پایان تراشه را از پشت گوشش می کند و از این زندگی کارآگاهی راحت می شود.

 

سه. جهان شیشه ای
دسترسی به چنان فناوری هیجان انگیزی گرچه خارق العاده می نماید، اما غیرقابل تصور نیست. کافی است به وضعیت فعلی دنیای خود توجه کنیم. جایی که هر روزه میلیون ها نفر در پی به اشتراک گذاشتن لحظه ها و تجربه های شان، تصاویر زندگی خود را در شبکه های مجازی ثبت می کنند. همه ما گرچه برای خود حریم شخصی متصوریم، اما گویی در جهانی شیشه ای زندگی می کنیم.

در سال های اخیر، همیشه یکی از تیترهای متواتر خبرگزاری ها حاکی از شکایت کمپانی های اینترنتی از سیستم های جاسوسی بوده است. گوگل، فیس بوک و توییتر به بهشتی برای جاسوسان می مانند، چرا که اکثر افراد به واسطه اعتمادی که به این شبکه های مجازی دارند، هویت و خصوصی ترین اتفاقات روزمره شان را در اختیار آن ها می گذارند، به خیال آن که دوستانشان تنها کسانی هستند که به آن تصاویر و نوشته ها دسترسی پیدا می کنند. افراد بدون آن که ضرورتا متوجه کار خود باشند، خاطراتشان را در مکانی به غیر از حافظه خود ثبت می کنند. و مطمئنا فضای مجازی بهتر و دقیقتر خاطرات ما را در خود حفظ می کند.

زمانی که حافظه انسان فقط در دسترس خودش نباشد، دیگر حریم شخصی وجود نخواهد داشت. در دنیای فرضی این اپیزود نیز تصاویر زندگی افراد در تراشه هایی ثبت می شود که ممکن است سارقی برای اخاذی آن را بدزدد. همان طور که عده ای از طرف یک مرد چینی پولدار و منحرف تراشه هالم را به سرقت برده بودند. افراد همچنین مجبورند قبل از پرواز با هواپیما تصاویر حافظه شان را با ماموران فرودگاه به اشتراک بگذارند. البته نمی توان از مزایای چنین دستگاهی چشم پوشید. ماموران با بررسی حافظه افراد، امنیت آن ها را راحت تر تامین می کنند.

اما به طور کلی زمانی که بدانیم دیگر هیچ بخشی از زندگی ما تنها در دسترس خودمان باقی نمی ماند، ممکن است به سهولت نتوانیم با واقعیت زندگی در چشم اندازی که مدرنیسم برای ما می سازد کنار بیاییم.


پ.ن: این مطلب در نخستین شماره نشریه دانشجویی دانشکده سینما و تئاتر تهران منتشر خواهد شد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۱۹
ا.پ. اَبرام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی