تفاسیر

گاه نوشته های امین پاک پرور

تفاسیر

گاه نوشته های امین پاک پرور

از تو به تو بازگشته ام
از نگاهی بر تو تا تاملی بر خویش
وآنگاه
تفسیر پی تفسیر
از راهی که به سوی تو می رود
تا آن چه بر زبانم جاری است

دوشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۶ ب.ظ

عقلانیت

+ راستی زنها چطور تحقیر میکنن؟

- تمام فرصت ها رو به تهدید تبدیل می کنن. تمام چیزایی که نمی دونی یا بلد نیسی رو میزنن تو سرت.تمام چیزایی که میدونی رو نادیده می گیرن. داشته هات رو تحقیر می کنن و نداشته هات رو به رخ ات میکشن

+ یعنی مستقیم میگن خاک تو سرت که پول نداری؟

- بستگی داره طرف چقدر بخواد تحقیرت کنه.

+ واقعا این چیزها از تصور من خارجه.

- تجربه کن.

+ من معصومیت رو خدشه دار نمیکنم ، مگر اینکه در ازای چیز بهتری باشد.

- معصومیت برای من اون لحظه ایه که دو نفر علیرغم اختلاف و دعوا، هنوز دلشون برای هم تنگ میشه.

+ این دلتنیگی ثبات نداره ، بعد از مدتی تموم میشه ، بعد اونوقت باید با یکی دیگه شروع میشه ، مثل چسبی که باید ده بار مختلف استفاده بشه تا بالاخره کاربرد واقعی اش رو پیدا کنه. واقعا خوشم نمیاد بازی داده بشم.

- برای درک حقیقی زندگی، نمیشه فقط به نتیجه گرایی اکتفا کرد. باید یه جاهایی تجربه کرد. مسائلی وجود داره که فقط با تحربه ازشون آگاهی حاصل میشه.

+ دقیقا ، من تاکید بر تجربه ی سالم دارم ، نه صرفا تجربه کردن دم دست ترین گزینه ای که بدست میاد.

- یه جاهایی نمیشه تعیین کرد چی سالمه چی نیس. وقتی عاشق میشی نمی فهمی عشق درسته یا نه.
جدا منطق یه جاهایی کارکرد خودشو از دست میده. جواب نمیده. چون از یه بابت عشق نیازت رو تامین می کنه، و پاسخ به نیاز شرط عقله، و از طرفی از خود بی خودت می کنه

+ چیزی رو بالاتر از عقلانیت نذار ، تو در حال در دنیای قوانین هستی ، هرچقدر هم محکم بپری ، باز هم قانون جاذبه به تو اعمال میشه . برای همین داریم این مباحث رو با هم کار میکنیم ، چون تو مثل هر انسان دیگه ای ساختاری داری و باید این ساختار و قوانینش رو بشناسی ، نه اینکه با جواس پرتی ها مدام منحرف بشی‌ .

- عقلانیت یه وقتایی اشتباه می کنه.
افلاطون خداوند عقلانیت بود.
ببین تو جمهوری چه گافایی داده!

+ نه ، ما دو مفهوم داریم ، یک عاقل بودن . دوم به دنبال عقلانیت بودن. صاحب عقلانیت بودن فرق داره با دنبال عقلانیت بودن. من ، تو ، افلاطون و بقیه آدم ها هیچکدوم صاحب عقلانیت نیستیم ، بلکه به دنبال عقلانیت هستیم و هرکدام بر اساس ظرفیت هامون مقداری از عقلانیت رو کسب میکنیم . برای همین سوفسطایی یعنی دانشمند ، و فیلسوف یعنی دوستدار دانش بودن. نمیگم حرفت اشتباهه ، میگم که داری از مصداق اشتباه استفاده میکنی .

- این که به دنبال عقلانیت ایم یا صاحب عقلانیت در مفهوم عقلانیت تفاوتی ایجاد نمی کنه. عقلانیت یه جاهایی در برابر باید نادیده انگاشته شه، تا برخی ظرفیت ها فرصت شکوفایی داشته باشن.
مثلا عقل خودخواهه. مدام به سود و منفعت فکر می کنه. حالا این عقل اگه با عاطفه و نوع دوستی که مفاهیمی احساسی ان قاطی بشه، سود و منفعت رو برای همه میخواد. و انسان خودخواه بار نمیاد.
جنگ و فاجعه و قتل عام و تجاوز به بار نمیاد

+ تو داری به عقل ابزاری نگاه میکنی . مثل آچار فرانسه ، یک سری جاها بدرد میخوره ، یکسری جاها بدرد نمیخوره . من عقلانیت مایه ی وجود میدانم ، ثبات و عقلانیت جوهر هستی هستند و نگاه من ارزشی هست . این چیزیه که من و تفاوت داریم درش.

...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۰۱
ا.پ. اَبرام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی